سلام بر تو، بانوی آب ها و آیینه ها
سلام بر تو، بانوی آب ها و آیینه ها! سلام بر تو، زیباترین مطلع غزل های عاشقی! سلام بر نجابت دست ها و کرامت نگاه هایت!
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطمة معصومه
|
آسمان چشم گشاده تا از انوار الهی معصومه اهل بیت نورانی شود و ظرف دلش را پر از پرواز فرشتگان سازد.
زمین دل گشوده تا همه عطشش را با کرامت کریمه اهل بیت سیراب سازد.
زمان، هروله می کند تا هلال ذیقعده را در آغوش کشد و از خبر ولادتِ نوری از انوار ولایت در مهد امامت و وصایت، سرشار شور و مستی شود.
سلام بر دیدگان معصومی که عصمت، ناخدای دریای نگاهش بود.
شبى گشتم مقيم گلشن قم
سحر چون گل شكفتم با تبسّم
بلى چون گل شود با گل مقابل
در او لطف و صفا يابد تجسّم
چه گلزارى كه مى روبد نسيمش
غبار محنت و رنج و تألُّم
چه بانويى كه در اوصاف ذاتش
زبان را نيست ياراى تكلُّم
يگانه دختر باب الحوائج
گرامى خواهر سلطان ِ هشتم
مپوش از آستان فاطمه چشم
اگر دارى از او چشم ترحّم
بر اين در هر كه سايد روى اخلاص
بفردوسش بود حقِّ تقدّم
زهى معصومه كاندر زهد و عصمت
كند مريم در اين مكتب تعلّم
نگهبانند كشور را دو گوهر
فروزان تر ز مهر و ماه و انجم
از آن مردم ز قم جويند حاجت
كه قم شد كعبه حاجات مردم
«رسا» در وصف گلهاى نبوّت
كند طبع خدا دادش تَرنُّم
بخاك آستانش دادخواهان
نهاده رخ پى عرض ِ تظلّم
يكى تابان چو خورشيد از خراسان
دگر رخشان چو ماه از وادى قم

دلـــــتــــنــــگــــــی پــــــیــــچـــیـــــــــده نــــــیــــســــــتــــــــ . . . !