آپلود عکس رایگان و دائمی


امشب قرار بود ماه بگیرد .... قرص ماه قرار بود دل گرفته شود ...

و انگار من بی تاب تر از ماه و زودتر از آن دلگرفته شدم ...

ماه دلم چه زود هوای خسوف به سرش زد ...!!

خدایا .... چقدر دلتنگت شده ام ...

و شاید امشب ... گاه وعده در وعده گاه به انتظار آمدنت ...

ماه چه زیبا شده است ... انگار خسوف زیبائی اش را دو چندان کرده است ...

و ماه دل من چه خسوفش سخت ... که این خسوف از دلتنگی یار خبر می دهد ...

خواب از چشمانم ربوده شده ... نمیدانم چه کسی آرامش شبانه ام را دزدید ...

شاید این علامتی بود برای محفل عاشقانه شبانه ام ....

آرام به گوشه ای خلوت خزیدم .... دور از همه بودن ها ....

و حالا در خلوت شب من بودم و ماه .... ماه آسمان خسوفش پایان گرفته بود و چه مهتابی ...

و حالا من بودم و ماه آسمان دلم که هنوز در خسوف و دلتنگی یار ....

میدانستم در این مدت دست یار همراهم بوده و هیچ کجا تنهایم نگذاشته ....

اما دلتنگی هیچکدام را نمی فهمد ....

دلتنگ دستهای توام خدای مهربان .... دلتنگ صدای توام خدای مهربان ...

تا با تو آرام گیرد این دل .... که جز به دلتنگی تو به چیزی نمی اندیشد ...

صدائی مرا برد به روزهای گذشته .... به روزهای پر استرسی که آن روزها ... آاااااااه شرمم می شود

که بگویم آن روزها توکلم را به تو از دست داده بودم ....

شرمم باد خدایا .... شرمم باد که حالا باز سجاده عشق انداخته ام و با تو نرد عشق بازی ....

خدایا

مرا در کدامین دشت محبتت اسیر کرده ای ؟ که من نافرمانی تو میکنم ....

که فراموش می کنم حسبنا الله و نعم الوکیل را 

که فراموش می کنم اگر تو نباشی من هیچم هیچ تر از هیچ

که فراموش می کنم اگر تو نخواهی هیچ تر از هچیم

و با این همه نسیان و فراموشی .... با این همه غرور و نخوت که من هستم ... و خود را کاره می پندارم

تو بازهم با من مهربانی .... مهربان

باز هم مرا بر خوان نعمتت مهمان می کنی و من این بار اشک می ریزم ...

نه ناله که صدای هق هق هایم گواه آنست که شرمسار محبت هایت هستم ...

خدایا ...

انگار خسوف ماه دلم دارد باز می شود ...

پس بگذار بگریم .... بگذار بر دشت محبتهایت بگریم .... که خسوف ماه دل من خسوف شرم است

از محبتهای بی دریغ تو ای دریای احسان و کرم ....